<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات نوین در علوم تربیتی</title>
    <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات نوین در علوم تربیتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ساخت و اعتباریابی پرسشنامه نگرش عمومی نسبت به هوش مصنوعی در دانش‌آموزان: یک مدل دو عاملی (نگرش مثبت و نگرانی)</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13109.html</link>
      <description>با توجه به افزایش روزافزون استفاده از هوش مصنوعی در میان دانش‌آموزان ایرانی، ساخت ابزاری استاندارد برای سنجش نگرش آنان نسبت به این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه نگرش عمومی نسبت به هوش مصنوعی در دانش‌آموزان انجام شد. این پژوهش حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی با رویکرد اعتباریابی ابزار بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ (حدود 6 هزار نفر) بود که از میان آن‌ها، به روش در دسترس تعداد 408 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته نگرش عمومی نسبت به هوش مصنوعی و پرسشنامه هوش مصنوعی چن و همکاران (2022) پاسخ دادند. برای تعیین روایی ابزار از روش‌های روایی محتوا، روایی سازه و روایی همگرا و برای سنجش پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ و همبستگی هر نمره با نمره کل پرسشنامه در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. نتایج شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا ازنظر خبرگان برای سؤالات استخراج شده دارای مقادیر قابل قبول بودند (62/0CVR &amp;amp;ge; و80/0 CVI &amp;amp;ge;). براساس نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، پرسشنامه شامل 16 گویه در دو عامل نگرش مثبت به هوش مصنوعی و نگرانی نسبت به هوش مصنوعی بود که در مجموع 66٫30 درصد از واریانس کل را تبیین می‌کند. ضرایب همبستگی گویه‌ها با نمره کل بین 44/0 تا 80/0 و روایی همگرا پرسشنامه با پرسشنامه هوش مصنوعی معنا‌دار بود (001/0P&amp;amp;lt;). ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس ‌نگرش مثبت به هوش مصنوعی 924/0 و برای خرده مقیاس ‌نگرانی نسبت به هوش مصنوعی920/0 و برای کل پرسشنامه 931/0 به دست آمد. بر اساس نتایج پرسشنامه نگرش عمومی نسبت به هوش مصنوعی با 16 گویه و دو مؤلفه ‌مذکور از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است</description>
    </item>
    <item>
      <title>گذار از سازه‌انگاری اجتماعی به مهندسی هویت اجتماعی در نظام آموزشی ترکیه در دوران اردوغان (۲۰۰۲ تا 2025)</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13110.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی دگرگونی نظام آموزشی ترکیه در دوران حزب عدالت و توسعه (2002 تا 2025) می‌پردازد. مسئله اصلی، بررسی گذار نظام‌مند از یک چارچوب &amp;amp;laquo;سازه‌انگاری اجتماعی&amp;amp;raquo; یادگیرنده‌محور به طرحی برای &amp;amp;laquo;مهندسی هویت اجتماعی&amp;amp;raquo; از سوی دولت اردوغان است. اگرچه اصلاحات سال ۲۰۰۵ تحت تأثیر استانداردهای جهانی بر یادگیری فعال تأکید داشت، اما پس از ۲۰۱۰ و به‌ویژه پس از سال ۲۰۱۶، سیاست‌ها به سمت هم‌سوسازی ایدئولوژیک، ملی‌گرایی دینی و اخلاق‌مداری حرکت کردند. هدف این مقاله، تحلیل چندسطحی این گذار و شناسایی سازوکارهای بازتعریف معنایی در سیستم پداگوژی است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از تحلیلی کیفی، ۶۰ منبع اولیه شامل: اسناد سیاست‌گذاری، گزارش‌های بین‌المللی و کتاب‌های درسی را با روش تحلیل مضامین بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اصلاحات اخیر به معنای حذف کامل سازه‌انگاری نیست، بلکه تکنیک‌های آموزشی پیشین در چارچوب ارزشی جدیدی به نام &amp;amp;laquo;فضیلت ارزش عمل&amp;amp;raquo; بازتعریف شده‌اند تا شهروندی مطلوب تربیت کنند. در نتیجه، این پژوهش با ارائه الگویی سه‌لایه (بین‌المللی، نهادی، پداگوژیک) نتیجه می‌گیرد که تغییرات آموزشی ترکیه، تداوم تاریخیِ ابزاری‌سازی آموزش برای ملت‌سازی است که با تشدید کنترل دولتی و بازآرایی محتوایی همراه بوده و هشداری برای تحلیل دقیق‌تر بازتعریف مفاهیم آموزشی در بافت‌های سیاسی حساس محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی بی‌صداقتی تحصیلی بر اساس اهمال‌کاری تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13111.html</link>
      <description>چکیدههدف پژوهش حاضر، پیش‌بینی بی‌صداقتی تحصیلی بر اساس اهمال‌کاری تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش‌آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهرستان فردوس بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر پایه‌های چهارم تا ششم ابتدایی شهرستان فردوس بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۳۴۰ نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های اهمال‌کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (۱۹۸۴)، خودکارآمدی تحصیلی بندورا (۱۹۹۷) و بی‌صداقتی تحصیلی مک کب (1993) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین اهمال‌کاری تحصیلی و بی‌صداقتی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار (r=0.58)، بین اهمال‌کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه منفی و معنادار (r=-0.61) و بین خودکارآمدی تحصیلی و بی‌صداقتی تحصیلی رابطه منفی و معنادار (r=-0.54) وجود دارد. مدل ساختاری نیز از برازش مطلوب برخوردار بود. خودکارآمدی تحصیلی نقش میانجی معنادار در رابطه بین اهمال‌کاری تحصیلی و بی‌صداقتی تحصیلی را ایفا کرد. یافته‌ها حاکی از آن است که اهمال‌کاری تحصیلی از طریق کاهش خودکارآمدی تحصیلی، احتمال گرایش به بی‌صداقتی تحصیلی را افزایش می‌دهد. بنابراین، تقویت خودکارآمدی تحصیلی می‌تواند به عنوان یک عامل محافظتی مؤثر در برابر بی‌صداقتی عمل کند..</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عادت‌های مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان با توجه به جنسیت، سنوات تحصیلی و رشته تحصیلی</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13135.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی وضعیت عادت‌های مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان با توجه به جنسیت، سنوات تحصیلی و رشته تحصیلی است. پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان سال سوم و چهارم کارشناسی دانشگاه اصفهان که در سال 1403 -1404 در رشته‌های علوم تربیتی، مشاوره، عمران و نقشه‌برداری مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه‌گیری این پژوهش سرشماری است. برای گرداوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی عادت‌های مطالعه پالسانی و شارما استفاده شد. در مجموع 223 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد.یافته‌ها نشان داد میانگین عادت‌های مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان در وضعیت متوسطی قرار دارد (87/47M=). در بررسی متغیر جنسیت، تنها متوسط مولفه&amp;amp;lrm;های یادداشت کردن و حافظه در بین زنان و مردان تفاوت معناداری دارد به عبارت دقیق‌تر، میانگین مولفه‌ی یادداشت کردن و حافظه در زنان بالاتر از مردان است. در بررسی متغیر سنوات تحصیلی، فقط تفاوت میانگین تندرستی در بین دانشجویان سال سوم و چهارم معنادار است به عبارت دقیق‌تر، متوسط مولفه‌ی تندرستی در بین دانشجویان سال چهارم بیشتر از دانشجویان سال سوم است. در بررسی متغیر رشته تحصیلی میانگین حافظه بین دو رشته علوم‌تربیتی- عمران و علوم‌تربیتی- نقشه‌برداری تفاوت معناداری دارند به عبارتی، میانگین حافظه در رشته علوم‌تربیتی بیشتر از عمران و نقشه‌برداری است. در نهایت، با توجه به فاصله وضعیت موجود با سطح ایده‌آل، تدوین برنامه‌های هدفمند جهت ارتقای عادت‌های مطالعه دانشجویان ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش میانجی اهمالکاری تحصیلی در رابطه بین استفاده از فضای مجازی و پرخاشگری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13252.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: ظهور شبکه‌های اجتماعی چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را برای درک انگیزه فراگیران فراهم کرده است. بنابراین هدف اصلی این پژوهش واکاوی نقش میانجی اهمالکاری تحصیلی در رابطه بین استفاده از فضای مجازی و پرخاشگری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانش-آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر درگزین در سال تحصیلی 1403-1404 به تعداد 260 نفر بود که تعداد 152 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انتخاب شد و به دلیل ریزش، به 120 نفر تقلیل یافت. روش نمونه گیری استفاده شده، خوشه‌ای چند مرحله‌ای بود. ابزار اندازه‌گیری در این پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد فضای مجازی لی و همکاران(2005) ، پرسشنامه پرخاشگری نیلسون (2000) و پرسشنامه اهمال‌کاری تحصیلی سواری (1390) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آماری توصیفی نظیر جدول توزیع فراوانی، نمودار، میانگین و انحراف استاندارد انجام شد و جهت آزمون فرضیه‌های آماری از ضریب همبستگی و معادلات ساختاری با استفاده از SPSS26 و Smart pls(3,3,3) استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشادن داد که: مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخورداست؛ بین استفاده از فضای مجازی با پرخاشگری با نقش میانجی اهمال‌کاری تحصیلی دانش‌آموزان رابطه معنی دار وجود دارد. بین استفاده از فضای مجازی و پرخاشگری رابطه معنی دار وجود دارد. بین استفاده از فضای مجازی و اهمال کاری تحصیلی و بین اهمالکاری و پرخاشگری رابطه معنی دار وجود دارد (0.005 p&amp;amp;lt;). نتیجه‌گیری: یافته ها بیانگر تاثیر استفاده از فضای مجازی بر پرخاشگری و اهمال کاری دانش‌آموزان بود. لذا با توجه به رابطه استفاده از فضای مجازی با پرخاشگری و اهمال کاری، شناخت وکنترل عوامل موثر بر استفاده بی رویه دانش آموزان از این فضا از سوی دولت ها ، والدین ، مدارس و سایر ارگان‌های مربوطه، ضروری به نظر می رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی راهکارها و فعالیت های ارتقای انگیزه ی تحصیلی دانش آموزان بر اساس نظریه خودتعیین گری دسی و رایان</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13277.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر واکاوی راهکارها و فعالیت‌های ارتقای انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان بر اساس نظریه خودتعیین‌گری دسی و رایان بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون قیاسی انجام شد. جامعه هدف شامل کلیه مقالات علمی معتبر داخلی و خارجی منتشرشده در حوزه نظریه خودتعیین‌گری و انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان بود. نمونه پژوهش با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود مشخص انتخاب شد؛ بدین صورت که از میان ۲۸ مقاله شناسایی‌شده از پایگاه‌های Google Scholar ، ScienceDirect و SID، در نهایت ۱۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها فرم استخراج اطلاعات محقق‌ساخته بود و روایی آن از طریق بازبینی متخصصان و پایایی آن از طریق بازبینی همتا تأیید شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از چارچوب شش‌مرحله‌ای تحلیل مضمون انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که سه مؤلفه اصلی شامل خودمختاری‌محوری، شایستگی‌افزایی و ارتباط و تعلق، هر کدام با پنج زیرمؤلفه، نقش محوری در ارتقای انگیزه تحصیلی دارند. نتیجه‌گیری کلی حاکی از آن است که ارضای هم‌زمان این سه نیاز روان‌شناختی پایه، پیش‌نیاز اساسی شکل‌گیری انگیزش درونی پایدار، پشتکار تحصیلی و هویت یادگیری در دانش‌آموزان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی یادگیری ترکیبی بر تاب‌آوری تحصیلی و بازداری رفتاری در دانش‌آموزان ابتدایی پسر دوره دوم شهر سبزوار</title>
      <link>http://ns.journals.pnu.ac.ir/article_13278.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه یادگیری ترکیبی بر تاب‌آوری تحصیلی و بازداری رفتاری در دانش‌آموزان ابتدایی پسر دوره دوم شهر سبزوار انجام شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و در زمره پژوهش‌های نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل می‌باشد. نمونه آماری 40 نفر از دانش‌آموزان ابتدایی پسر دوره دوم شهر سبزوار می‌باشد که به صورت تصادفی در دسترس در دو گروه 20 نفری، 20 نفر گروه کنترل و 20 نفر در گروه آزمایش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه تاب‌آوری تحصیلی ساموئلز (2004) و پرسشنامه سیستم‌های بازداری/فعال‌سازی رفتاری کارور و وایت (1994) بودند. داده‌های حاصل از این پرسش‌نامه‌ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-v24 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها نشان داد یادگیری ترکیبی بر تاب‌آوری تحصیلی و بازداری رفتاری در دانش‌آموزان ابتدایی پسر دوره دوم شهر سبزوار اثربخش است، در نتیجه، این یادگیری با ایجاد محیط یادگیری پویا، تعاملی و معنادار، توانسته است با تقویت سازه‌های شناختی و عاطفی، تاب‌آوری تحصیلی و بازداری رفتاری را به طور معناداری ارتقا دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
